پسر خدا
پسر خدا
پسر خدا یکی از بنیادیترین القاب عیسی مسیح در کتاب مقدس است که از منظر الاهیات مسیحی، جایگاهی یگانه و غیرقابلمقایسه با هر چیزی را دارد. این عنوان نهتنها نشانهٔ رابطهٔ منحصر بهفرد عیسی با خدای پدر است، بلکه هویت او را بهعنوان دومین اقنوم تثلیث، مکاشفهٔ نهایی خداوند و نجاتدهندهٔ بشر تعریف میکند[۱].
کاربرد در عهد قدیم
در عهد قدیم، پسر خدا مفهومی نوعی دارد و کاربردهای متفاوتی دارد که پایههای مفهومی لقب در عهد جدید را شکل میدهد:
- اسرائیل بهعنوان قوم برگزیده، پسر خدا خوانده میشود که نشانگر رابطه ویژهٔ انتخابشده با خداوند است[۲].
- در مزامیر فصل ۲ آیه ۷، خداوند به پادشاه داوود میگوید: تو پسر من هستی؛ امروز تو را مولود ساختم. این بخش در عهد جدید بهعنوان نبوّت مسیح تفسیر میشود[۳].
- فرشتگان نیز بهعنوان پسران خدا در ایوب فصل ۱ آیه ۶ یاد شدهاند که نمایانگر موجودات روحانی خدمتگزار خدا هستند.
کاربرد در عهد جدید
در عهد جدید، لقب پسر خدا بهعنوان شناختی منحصر بهفرد، شخصی، و الاهیاتی به عیسی مسیح نسبت داده میشود که وجوه گوناگونی دارد:
- خدا در هنگام تعمید عیسی شهادت میدهد: این است پسر محبوب من که تجلی رابطهٔ بین خدا و عیسی است[۴].
- شیاطین او را با این عنوان میشناسند و اطاعت میکنند که نشاندهندهٔ اقتدار خداوندی او بر نیروهای شر است[۵].
- رسولان، از جمله پطرس، ایمان خود را بر اساس این شناخت ابراز میکنند[۶].
- دشمنان در جریان محاکمه عیسی مسیح ، این لقب را بهعنوان اتهام بر او نیز به کار میبرند که دلالت بر اهمیت و تهدید هویتی مسیح دارد[۷].
- سربازان رومی زیر صلیب اعتراف میکنند: بهراستی این پسر خدا بود که خود گواهی غیرمنتظرهای بر خدا بودن مسیح است[۸].
القاب مرتبط با پسر خدا
القاب متعدد که در کتاب مقدس به عیسی مسیح داده شده، هر کدام بیانگر جنبهای از شخصیت و مأموریت او به عنوان پسر خدا هستند شناخت عیسی بهعنوان پسر حقیقی، نه بهمعنای فرزند زیستی، بلکه مشارکت کامل در الوهیت و رابطهٔ ابدی در تثلیث با پدر است[۹].
ابعاد مکمل
- شهادت خداوند: پدر در تعمید، تجلی مسیح و رستاخیز، پسر بودن عیسی مسیح را تأیید میکند[۱۰].
- جغرافیای مکاشفه: از بیت لحم تولد گرفته تا جلجتا رستاخیز و صعود، همه وقایع به نام پسر خدا جهت میدهند.
- پسر خدا و عهد: مسیح واسطه عهد جدید است که رابطه انسان با خدا را نوسازی کرد[۱۱].
- پسر در داوری: پسر حق داوری نهایی بر انسانها را دارد[۱۲].
- شهادت روح القدس: روح القدس به عنوان گواهیدهندهٔ پسر بودن عیسی ظاهر میشود[۱۳].
- پسر خدا و شیاطین: ارواح پلید نیز پسر بودن عیسی را میشناسند و اطاعت میکنند[۱۴].
- پسر خدا و زندگی جاودان: ایمان به پسر شرط ورود به حیات است[۱۵].
- پسر و نقش میانجیگری: پسر خدا واسطه فیض و نجات میان انسان و خدا است[۱۶].
- پسر خدا در دعا و عبادت: عیسی به عنوان پسر خدا موضوع دعا و پرستش است[۱۷].
در یهودیت
یهودیت سنتی، مفهوم پسر خدا را به صورت استعاری و نمادین میداند و هویت حقیقی و ذاتگرایانهٔ آن را در مورد عیسی نمیپذیرد، چون خدا را یگانه و بیمانند میداند[۱۸].
نتیجهگیری
لقب پسر خدا هستهٔ ایمان مسیحی است؛ مفهومی که نه صرفاً عنوانی شاعرانه، بلکه مکاشفهای الهی دربارهٔ ذات، مأموریت، و رابطهٔ جاودانهٔ مسیح با پدر است. بدون این شناخت، نه تثلیث معنا مییابد و نه نجات.
تثلیث و غیر تثلیثی در خدا بودن عیسی مسیح
در سنتهای اصلی مسیحی، شامل پروتستان، کاتولیک و ارتدکس، خدا بودن عیسی مسیح و جایگاه او در تثلیث بهطور کامل پذیرفته شده است. ایمان مسیحی واقعی بر اساس کتاب مقدس مستلزم باور به تثلیث—پدر، پسر و روحالقدس—است. کسانی که این باور را ندارند و خود را مسیحی غیر تثلیثی معرفی میکنند، از نظر آموزهٔ کتاب مقدس و سنت مسیحی نمیتوانند پیروان حقیقی مسیح قلمداد شوند، زیرا بدون ایمان به تثلیث، اساس مسیحیت رعایت نشده و بنابراین اصطلاح مسیحی برای آنها دقیق نیست . بنابراین، کاربرد این اصطلاح (مسیحیان غیرتثلیثی) درستیِ الهیاتی ندارد و متأسفانه در میان مسیحیان پارسیزبان، این اصطلاحِ غیرکتابمقدسی ـ که ریشه در حکمت ندارد ـ برای این کسانی که به تثلیث باور ندارند بسیار به کار میرود.
منابع
- ↑ انجیل به قلم یوحنا فصل ۱ آیه ۱۴
- ↑ خروج فصل ۴ آیه ۲۲
- ↑ اعمال رسولان فصل ۱۳ آیه ۳۳
- ↑ انجیل به قلم متی فصل ۳ آیه ۱۷
- ↑ انجیل به قلم مرقس فصل ۵ آیه ۷
- ↑ متی فصل ۱۶ آیه ۱۶
- ↑ مرقس فصل ۱۴ آیه ۶۱ تا ۶۴
- ↑ متی فصل ۲۷ آیه ۵۴
- ↑ انجیل به قلم یوحنا فصل ۲۰ آیه ۳۱
- ↑ انجیل به قلم متی فصل ۳ آیه ۱۷، متی فصل ۱۷ آیه ۵، رومیان فصل ۱ آیه ۴
- ↑ عبرانیان فصل ۹ آیه ۱۵
- ↑ انجیل به قلم یوحنا فصل ۵ آیه ۲۲
- ↑ رساله اول یوحنا فصل ۵ آیه ۶ تا ۹
- ↑ انجیل به قلم مرقس فصل ۵ آیه ۷
- ↑ انجیل به قلم یوحنا فصل ۳ آیه ۱۶
- ↑ رساله اول به تیموتائوس فصل ۲ آیه ۵
- ↑ کتاب مکاشفه فصل ۵ آیه ۱۳
- ↑ تثنیه فصل ۶ آیه ۴