انجیل به قلم متی فصل 13: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۴۲۰: | خط ۴۲۰: | ||
|- | |- | ||
| '''ترجمه قدیم :'''<br /> | | '''ترجمه قدیم :'''<br /> | ||
عیسی ایشان را گفت: «آیا همه این امور را فهمیدهاید؟» گفتندش: «بلی خداوندا.» | |||
<br /><br /> | <br /><br /> | ||
'''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | '''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | ||
خط ۴۲۸: | خط ۴۲۸: | ||
|- | |- | ||
| '''ترجمه قدیم :'''<br /> | | '''ترجمه قدیم :'''<br /> | ||
به ایشان گفت: «بنابراین، هر کاتبی که در ملکوت آسمان تعلیم یافته است، مثل صاحب خانهای است که از خزانه خویش چیزهای نو و کهنه بیرون میآورد.» | |||
<br /><br /> | <br /><br /> | ||
'''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | '''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | ||
خط ۴۳۶: | خط ۴۳۶: | ||
|- | |- | ||
| '''ترجمه قدیم :'''<br /> | | '''ترجمه قدیم :'''<br /> | ||
و چون عیسی این مثلها را به اتمام رسانید، از آن موضع روانه شد. | |||
<br /><br /> | <br /><br /> | ||
'''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | '''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | ||
خط ۴۴۴: | خط ۴۴۴: | ||
|- | |- | ||
| '''ترجمه قدیم :'''<br /> | | '''ترجمه قدیم :'''<br /> | ||
و چون به وطن خویش آمد، ایشان را در کنیسه ایشان تعلیم داد، بقسمی که متعجب شده، گفتند: «از کجا این شخص چنین حکمت و معجزات را بهم رسانید؟ | |||
<br /><br /> | <br /><br /> | ||
'''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | '''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | ||
خط ۴۵۲: | خط ۴۵۲: | ||
|- | |- | ||
| '''ترجمه قدیم :'''<br /> | | '''ترجمه قدیم :'''<br /> | ||
آیا این پسر نجار نمیباشد؟ و آیا مادرش مریم نامی نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شمعون و یهودا؟ | |||
<br /><br /> | <br /><br /> | ||
'''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | '''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | ||
خط ۴۶۰: | خط ۴۶۰: | ||
|- | |- | ||
| '''ترجمه قدیم :'''<br /> | | '''ترجمه قدیم :'''<br /> | ||
و همه خواهرانش نزد ما نمیباشند؟ پس این همه را از کجا بهم رسانید؟» | |||
<br /><br /> | <br /><br /> | ||
'''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | '''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | ||
خط ۴۶۸: | خط ۴۶۸: | ||
|- | |- | ||
| '''ترجمه قدیم :'''<br /> | | '''ترجمه قدیم :'''<br /> | ||
و درباره او لغزش خوردند. لیکن عیسی بدیشان گفت: «نبی بی حرمت نباشد مگر در وطن و خانه خویش.» | |||
<br /><br /> | <br /><br /> | ||
'''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | '''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | ||
خط ۴۷۶: | خط ۴۷۶: | ||
|- | |- | ||
| '''ترجمه قدیم :'''<br /> | | '''ترجمه قدیم :'''<br /> | ||
و به سبب بی ایمانی ایشان معجزه بسیار در آنجا ظاهر نساخت. | |||
<br /><br /> | <br /><br /> | ||
'''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | '''ترجمه دانشنامه کتاب مقدس:'''<br /> | ||
....... | ....... | ||
|-} | |-} |
نسخهٔ ۲۰ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۶:۱۷
انجیل به قلم متی فصل ۱۳
آیه ۱ |
---|
ترجمه قدیم : و در همان روز، عیسی از خانه بیرون آمده، به کناره دریا نشست
|
آیه ۲ |
ترجمه قدیم : و گروهی بسیار بر وی جمع آمدند، بقسمی که او به کشتی سوار شده، قرار گرفت و تمامی آن گروه بر ساحل ایستادند؛
|
آیه ۳ |
ترجمه قدیم : و معانی بسیار به مثلها برای ایشان گفت:
«وقتی برزگری بجهت پاشیدن تخم بیرون شد.
|
آیه ۴ |
ترجمه قدیم : و چون تخم میپاشید، قدری در راه افتاد و مرغان آمده، آن را خوردند.
|
آیه ۵ |
ترجمه قدیم : و بعضی بر سنگلاخ جایی که خاک زیاد نداشت افتاده، بزودی سبز شد، چونکه زمین عمق نداشت،
|
آیه ۶ |
ترجمه قدیم : و چون آفتاب برآمد بسوخت و چون ریشه نداشت خشکید.
|
آیه ۷ |
ترجمه قدیم : و بعضی در میان خارها ریخته شد و خارها نمو کرده، آن را خفه نمود.
|
آیه ۸ |
ترجمه قدیم : و برخی در زمین نیکو کاشته شده، بار آورد، بعضی صد و بعضی شصت و بعضی سی.
|
آیه ۹ |
ترجمه قدیم : هر که گوش شنوا دارد بشنود.»
|
آیه ۱۰ |
ترجمه قدیم : آنگاه شاگردانش آمده، به وی گفتند: «از چه جهت با اینها به مثلها سخن میرانی؟»
|
آیه ۱۱ |
ترجمه قدیم : در جواب ایشان گفت: «دانستن اَسرار ملکوت آسمان به شما عطا شده است، لیکن بدیشان عطا نشده،
|
آیه ۱۲ |
ترجمه قدیم : زیرا هر که دارد بدو داده شود و افزونی یابد. اما کسی که ندارد آنچه دارد هم از او گرفته خواهد شد.
|
آیه ۱۳ |
ترجمه قدیم : از این جهت با اینها به مثلها سخن میگویم که نگرانند و نمیبینند و شنوا هستند و نمیشنوند و نمیفهمند.
|
آیه ۱۴ |
ترجمه قدیم : و در حقّ ایشان نبوّت اشعیا تمام میشود که میگوید: «به سمع خواهید شنید و نخواهید فهمید و نظر کرده، خواهید نگریست و نخواهید دید.
|
آیه ۱۵ |
ترجمه قدیم : زیرا قلب این قوم سنگین شده و به گوشها به سنگینی شنیدهاند و چشمان خود را بر هم نهادهاند، مبادا به چشمها ببینند و به گوشها بشنوند و به دلها بفهمند و بازگشت کنند و من ایشان را شفا دهم.»
|
آیه ۱۶ |
ترجمه قدیم : لیکن خوشابحال چشمان شما زیرا که میبینند و گوشهای شما زیرا که میشنوند
|
آیه ۱۷ |
ترجمه قدیم : زیرا هرآینه به شما میگویم بسـا انبیـا و عادلان خواستند که آنچه شمـا میبینیـد، ببیننـد و ندیدنـد و آنچـه میشنویـد، بشنونـد و نشنیدنـد.
|
آیه ۱۸ |
ترجمه قدیم : پس شما مثل برزگر را بشنوید.
|
آیه ۱۹ |
ترجمه قدیم : کسی که کلمه ملکوت را شنیده، آن را نفهمید، شریر میآید و آنچه در دل او کاشته شده است میرباید، همان است آنکه در راه کاشته شده است.
|
آیه ۲۰ |
ترجمه قدیم : و آنکه بر سنگلاخ ریخته شد، اوست که کلام را شنیده، فیالفور به خشنودی قبول میکند،
|
آیه ۲۱ |
ترجمه قدیم : و لکن ریشهای در خود ندارد، بلکه فانی است و هرگاه سختی یا صدمهای به سبب کلام بر او وارد آید، در ساعت لغزش میخورد.
|
آیه ۲۲ |
ترجمه قدیم : و آنکه در میان خارها ریخته شد، آن است که کلام را بشنود واندیشه این جهان و غرور دولت، کلام را خفه کند و بی ثمر گردد.
|
آیه ۲۳ |
ترجمه قدیم : و آنکه در زمین نیکو کاشته شد، آن است که کلام را شنیده، آن را میفهمد و بارآور شده، بعضی صد و بعضی شصت و بعضی سی ثمر میآورد.»
|
آیه ۲۴ |
ترجمه قدیم : و مثلی دیگر بجهت ایشان آورده، گفت: «ملکوت آسمان مردی را ماند که تخم نیکو در زمین خود کاشت
|
آیه ۲۵ |
ترجمه قدیم : و چون مردم در خواب بودند دشمنش آمده، در میان گندم، کرکاس ریخته، برفت.
|
آیه ۲۶ |
ترجمه قدیم : و وقتی که گندم رویید و خوشه برآورد، کرکاس نیز ظاهر شد.
|
آیه ۲۷ |
ترجمه قدیم : پس نوکران صاحب خانه آمده، به وی عرض کردند: «ای آقا مگر تخم نیکو در زمین خویش نکاشتهای؟ پس از کجا کرکاس بهم رسانید؟»
|
آیه ۲۸ |
ترجمه قدیم : ایشان را فرمود: «این کار دشمن است.» عرض کردند: «آیا میخواهی برویم آنها را جمع کنیم؟»
|
آیه ۲۹ |
ترجمه قدیم : فرمود: «نی، مبادا وقت جمع کردن کرکاس، گندم را با آنها بَرکنید
|
آیه ۳۰ |
ترجمه قدیم : بگذارید که هر دو تا وقت حصاد با هم نمو کنند و در موسم حصاد، دروگران را خواهم گفت که اوّل کرکاسها را جمع کرده، آنها را برای سوختن بافهها ببندید اما گندم را در انبار من ذخیره کنید.»
|
آیه ۳۱ |
ترجمه قدیم : بار دیگر مثلی برای ایشان زده، گفت: «ملکوت آسمان مثل دانه خردلی است که شخصی گرفته، در مزرعه خویش کاشت.
|
آیه ۳۲ |
ترجمه قدیم : و هرچند از سایر دانهها کوچکتر است، ولی چون نمو کند بزرگترین بقول است و درختی میشود چنانکه مرغان هوا آمده در شاخههایش آشیانه میگیرند.»
|
آیه ۳۳ |
ترجمه قدیم : و مثلی دیگر برای ایشان گفت که ملکوت آسمان خمیرمایهای را ماند که زنی آن را گرفته، در سه کیل خمیر پنهان کرد تا تمام، مخمر گشت.
|
آیه ۳۴ |
ترجمه قدیم : همه این معانی را عیسی با آن گروه به مثلها گفت و بدون مثل بدیشان هیچ نگفت،
|
آیه ۳۵ |
ترجمه قدیم : تا تمام گردد کلامی که به زبان نبی گفته شد: «دهان خود را به مثلها باز میکنم و به چیزهای مخفی شده از بنای عالم تنطق خواهم کرد.»
|
آیه ۳۶ |
ترجمه قدیم : آنگاه عیسی آن گروه را مرخص کرده، داخل خانه گشت و شاگردانش نزد وی آمده، گفتند: «مثل کرکاس مزرعه را بجهت ما شرح فرما.»
|
آیه ۳۷ |
ترجمه قدیم : در جواب ایشان گفت: «آنکه بذر نیکو میکارد پسر انسان است
|
آیه ۳۸ |
ترجمه قدیم : و مزرعه، این جهان است و تخم نیکو ابنای ملکوت و کرکاسها، پسران شریرند.
|
آیه ۳۹ |
ترجمه قدیم : و دشمنی که آنها را کاشت، ابلیس است و موسم حصاد، عاقبت این عالم و دروندگان، فرشتگانند.
|
آیه ۴۰ |
ترجمه قدیم : پس همچنان که کرکاسها را جمع کرده، در آتش میسوزانند، همانطور در عاقبت این عالم خواهد شد،
|
آیه ۴۱ |
ترجمه قدیم : که پسر انسان ملائکه خود را فرستاده، همه لغزش دهندگان و بدکاران را جمع خواهند کرد،
|
آیه ۴۲ |
ترجمه قدیم : و ایشان را به تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان بود.
|
آیه ۴۳ |
ترجمه قدیم : آنگاه عادلان در ملکوت پدر خود مثل آفتاب، درخشان خواهند شد. هر که گوش شنوا دارد بشنود.
|
آیه ۴۴ |
ترجمه قدیم : «و ملکوت آسمان گنجی را ماند، مخفی شده در زمین که شخصی آن را یافته، پنهان نمود و از خوشی آن رفته، آنچه داشت فروخت و آن زمین را خرید.
|
آیه ۴۵ |
ترجمه قدیم : «باز ملکوت آسمان تاجری را ماند که جویای مرواریدهای خوب باشد،
|
آیه ۴۶ |
ترجمه قدیم : و چون یک مروارید گرانبها یافت، رفت و مایملک خود را فروخته، آن را خرید.
|
آیه ۴۷ |
ترجمه قدیم : «ایضا ملکوت آسمان مثل دامی است که به دریا افکنده شود و از هر جنسی به آن درآید،
|
آیه ۴۸ |
ترجمه قدیم : و چون پر شود، به کنارهاش کشَند و نشسته، خوبها را در ظروف جمع کنند و بدها را دور اندازند.
|
آیه ۴۹ |
ترجمه قدیم : بدینطور در آخر این عالم خواهد شد. فرشتگان بیرون آمده، طالحین را از میان صالحین جدا کرده،
|
آیه ۵۰ |
ترجمه قدیم : ایشان را در تنور آتش خواهند انداخت، جایی که گریه و فشار دندان میباشد.»
|
آیه ۵۱ |
ترجمه قدیم : عیسی ایشان را گفت: «آیا همه این امور را فهمیدهاید؟» گفتندش: «بلی خداوندا.»
|
آیه ۵۲ |
ترجمه قدیم : به ایشان گفت: «بنابراین، هر کاتبی که در ملکوت آسمان تعلیم یافته است، مثل صاحب خانهای است که از خزانه خویش چیزهای نو و کهنه بیرون میآورد.»
|
آیه ۵۳ |
ترجمه قدیم : و چون عیسی این مثلها را به اتمام رسانید، از آن موضع روانه شد.
|
آیه ۵۴ |
ترجمه قدیم : و چون به وطن خویش آمد، ایشان را در کنیسه ایشان تعلیم داد، بقسمی که متعجب شده، گفتند: «از کجا این شخص چنین حکمت و معجزات را بهم رسانید؟
|
آیه ۵۵ |
ترجمه قدیم : آیا این پسر نجار نمیباشد؟ و آیا مادرش مریم نامی نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شمعون و یهودا؟
|
آیه ۵۶ |
ترجمه قدیم : و همه خواهرانش نزد ما نمیباشند؟ پس این همه را از کجا بهم رسانید؟»
|
آیه ۵۷ |
ترجمه قدیم : و درباره او لغزش خوردند. لیکن عیسی بدیشان گفت: «نبی بی حرمت نباشد مگر در وطن و خانه خویش.»
|
آیه ۵۸ |
ترجمه قدیم : و به سبب بی ایمانی ایشان معجزه بسیار در آنجا ظاهر نساخت.
|